یادداشت های روزانه
 

 

پس از "بازگشت" این بار "گینتسف" به سراغ موضوعی رفته با محوریت بحران بر روابط یک زن و شوهر.

"الکس" به همراه همسرش "ویرا" و دو فرزندشان ٬ برای آرامش خاطر و شاید بازسازی یک رابطه به خانه پدری در دل طبیعت پناه می برند٬ اما با ورودشان ٬ بحران به اوج می رسد: زنی که خاموش مانده٬ ناگهان تصمیم می گیرد و درست هنگامی که مرد با جمله "چیزی می خوری " سکوت را می شکند ٬ می گوید: "من حامله ام ٬ اما نه از تو ٬ هر کاری دوست داری بکن".

"ویرا " نمی تواند به زندگی عادی ادامه دهد : بی عشق و دغدغه مهرورزیدن ٬ این گونه زیستن را تبعید در دایره تنگ بی معنایی هر آنچه در پیرامونش می گذرد ٬ می داند و مرگ برایش رهایی ست.

سکوت می کند و می داند به یاری واژه ها و کلام نمی تواند حقیقت زندگیش را باز گوید. پس از مرگ "ویرا" و افشای اینکه فرزند سقط شده ٬ فرزند مشروع "الکس " است٬ به جسارت اعترافش پی می بریم:

فرزندی بیگانه از مردی غریبه در غیبت عشق...

همراهی تماشاگر با "ویرا" درونی و ذهنی شکل می گیرد و تصاویر فیلم به این منظور کمک می کند.

"تبعید" فیلم بی نظیری ست و قاب های تصویری شگرف و ناب...

و آن تک درخت شاهد و ناظر در آغاز و انتهای فیلم...

 

 


برچسب‌ها: یادداشت های پراکنده, آندری زویا گینتسف
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 20:7  توسط نازنین  |